دلا دلداده ناخواهم ، دلا صوفی نمی خواهم / دلا بی رنگ و یک دل شو ، دلا رنگی نمی خواهم !
دلا بالا و پایینی ، دلا این سو و آن سویی / دلا راه خودت برگیر ، مگر گم کرده ی راهی !
دلا تا کی پشیمانی ، دلا تا کی پریشانی / دلا تا کی کنم توبه ، شده بر توبه ات مانی !
دلا حق را که می دانی ، دلا ره را که می دانی / دلا پس کی کنی کاری ، مگر تا کی زمان داری !
+ نوشته شده در شنبه
1388/07/04ساعت 19:7  توسط هویزه
|
تا دیروز به هیچ وجه قصد نوشتن مطلب تو این وبلاگ رو نداشتم ... اما الان دیگه به اینجام رسیده و دیگه تحمل حرف نزدن ندارم .. سعی می کردم زبان در کام بگیرم اما با حادثه ای که دیروز اتفاق افتاد و عکس العملی که از سران کشورم دیدم تحملم تمام شد . من که همیشه از نوشتن فراری بودم ظرف نیم ساعت این نامه رو تو مترو و خطاب به دوستان ۱۶ ساله شهیدم نوشتم :
به نام او ...
به تو نامه می نویسم دوست من ، نه به امام زمان که از حقیقت دلم از همه آگاه تر است (نمی دانم چرا این روزها همه حرف دلشان را آشکارا به امام دل ها می گویند!) . به تو نامه می نویسم که می دانم مدت ها بود زیر تمرین های سخت ، خود را برای مسابقات جهانی مجارستان آماده می کردی .
یادت هست آن روز که پیراهن تیم ملی ایران را بر تن کردی؟ یادت هست آن روزهایی را که به عشق افتخار آفرینی برای ایران تمرین می کردی؟ یادت هست آن مدال های رنگارنگ کشوریت را؟ یادت هست زحمات بی پایان مادر و پدرت را؟ یادت هست دلسوزی های مربیان بی ادعایت را؟ یادت هست آرزوی کسب مدال المپیک را؟ یادت هست ... ؟ از همه بهتر می دانم که فقط و فقط برای ایران می جنگیدی زیرا حقوق 50000 تومانی تیم ملی حتی برای خرید آب معدنیت هم کافی نبود!

از تو عذر می خواهم که سران کشورهای حامی تروریسم برای ورزشکارانشان بیشتر از سران کشور اسلامی ما ارزش قائل اند!
از تو عذر می خواهم که به جای خبر قهرمانیت ، خبر پرکشیدنت به مادرت رسید!
از تو عذر می خواهم که به جای خبر پیروزیت خبر برای همیشه رفتنت را در صفحه اول روزنامه های ورزشی زدند!
از تو عذر می خواهم که قربانی تحریم های کشورمان و یا بهتر بگویم قربانی لج و لجبازی قدرت طلبان شدی!
از تو عذر می خواهم که سران مملکتمان فقط و فقط برای خانواده ات صبر آرزو کردند و بس!
از تو عذر می خواهم که برای مسئولان کشورمان آنقدر ارزش نداشتی که مانند کودکان غزه برای پرکشیدنت حداقل یک روز عزای عمومی اعلام کنند!
از تو عذر می خواهم که ارمنستان با 5 کشته پنجشنبه را عزای عمومی اعلام کرد اما ایران با 160 کشته (شامل تیم ملی جودو جوانان) ، نه!
از تو عذر می خواهم که ماریوس ویزر رئیس فدراسیون جودو جهانی می خواهد از آن طرف دنیا به ایران بیاید و با خانواده داغدار تو دیدار کند اما تا به حال هیچ عکس العملی از علی آبادی ندیده ایم!
از تو عذر می خواهم که جناب آقای رئیس بحران در جواب علل سقوط هواپیمایت از دستور رئیس دولت برای تشکیل کمیته بحران در ساعت دوازده و ... حرف می زند!
از تو عذر می خواهم که خمی بر روی ابروان مسولان بابت این حادثه در رسانه ملی ندیدم!
و در آخر از تو عذر می خواهم که اسقف اعظم ارمنستان برایت مراسم ترحیم گرفت اما رهبر کشورت حتی برایت پیام تسلیت صادر نکرد (احتمالا ارزش آن را هم نداشتی!)
از پدر و مادرت عذر می خواهم که دست گل زیبای زندگیشان را به تیم ملی ایران تحویل دادند و در مقابل جسد پاره پاره و سوخته آن را تحویل گرفتن! و رنج آورتر از همه آن است که هیچ کس در قبال مرگ پسرشان پاسخگو نیست و نخواهد بود! بابت این حادثه تلخ هیچکس استعفا نمی دهد ، هیچکس برکنار نخواهد شد و هیچکس محاکمه نمی شود چون اینجا ایران است! اینجا مملکت امام زمان است!
برادرکوچک 16 ساله ام ... من هم اینک تو را شهید می خوانم زیرا در راه کسب افتخار برای کشور اسلامی ایران و در پی بی مسئولیتی سران نامسلمان این کشور اسلامی جانت را از دست دادی ، سرانی که برای جان تو افتخار آفرین سر انگشتی ارزش قائل نیستند ، سرانی که ارزش را در حفظ اسلام تحریف شده خود می دانند ، اسلامی که در آن جان شهیده مصری بیشتر از جان تو ارزش دارد .
فقط خدا می داند در دلم چه غوغایی است ...
+ نوشته شده در پنجشنبه
1388/04/25ساعت 15:37  توسط هویزه
|